![]() |
![]() |
|
| ای دلم در سوز وای جانم به ارمـان وطن |
5. اجماع
در ميان ادلة فقه ابوحنيفه اجماع به مفهوم اصولي آن جايگاهي داشته است.[1] در صورتى كه نقل اجماع ثابت شده باشد ابوحنيفه به طور مطلق بدان استناد مىكند و اجماع صريح (قولى ) را حجت قطعى و اجماع سكوتى را حجت ظنى مىشمرد. 6. رأي
ابوحنيفه در صورت فقدان ادلة نقلي، راه اجتهاد را بر روي خود باز ميديد[2] در ديدگاه او هدف از رأي و اجتهاد به دست آوردن نزديكترين حكم ظاهري به حكم واقعي يا «صواب» است. او در مورد نظرات ديني بر اين باور بود كه «خداوند كسي را به سبب جهل عتاب نميكند و از سخن جاهلانه خشنود نميگردد. وظيفة ما اجتهاد براي رسيدن به واقع است و هر مجتهدي از حيث حكم ظاهري مصيب است ولي حكم واقعي نزد خدا است»[3] يوسف بن أسباط از ابوحنيفه نقل ميكند كه فرمود: «لو أدركني رسول الله صلى الله عليه وسلم لاخذ بكثير من قولى وهل الدين إلا الرأى الحسن».[4] دو نكتهي قابل توجه:
الف) نسبي بودن اصطلاح اصحاب الرأي
اصطلاح اصحاب رأي در مقابل اصطلاح اصحاب حديث به كار برده ميشود. اين دو گرايش نسبى است. زيرا متعصبترين فقيهان شناخته شده از اصحاب حديث، هيچگاه كاربردي محدود براي رأي را انكار نكرده اند، و تندروترين فقيهان رأيگرا نيز هرگز خود را مجاز به مخالفت با احاديث ثابت و معتبر ندانستهاند. بنابر اين مبناي طبقهبندي ميزان گرايش هر يك به كاربرد رأي يا حديث خواهد بود. ب) پيشينة تاريخي عمل به رأي
ريشهي اصحاب الرأي به مفهوم مصطلح آن در پيشينة تاريخي فقه اسلامي به سدهي اول هجري قمري بر ميگردد. و در روزگار رسول اكرم (ص) در ميان اصحاب نمونههايى داشته، پس از درگذشت آن حضرت طبعاً گسترش يافت و در ميان فقيهان گمنام از تابعان نيز وجود داشت. با توجه به اين دو مطلب بايد گفت كه ابوحنيفه نه نخستين كسي بود كه اجتهاد به رأي ميكرد و نه منحصراً با اعتماد به رأي خودش فتوي ميداد و نه آخرين فردي است كه از رأي خودش فتوي داده است بلكه فقيهاني قبل از او و در عصر او و پس از درگذشت وي طبق رأي فتوا داده اند. و با وجود شهرت ابوحنيفه به رأيگرايى، تمسك به اين شيوه در فقه او نامحدود نبوده است. در اين نظام فقهى، احكام تعبدي پيرو نصوص شرعيند و بيشترين زمينه براي كاربرد رأي در آن دسته از احكام شريعت است كه به موضوعات روزمره مربوط مىشوند.[5] در نگرش تحليلي روش فقهي ابوحنيفه بايد گفت كه وي ابتدا احاديثي را كه طبق مبناي خودش مطمئن بود قبول ميکرد اما اخبار ضعيف و غيرثابت را در اثبات سنت نبوي معتبر نمىشمرد و در موارد تعارض اخبار، سنت غيرثابت را در برابر سنت ثابت كنار مىنهاد. در باقي امور به قياس متوسل ميشد. هدف از اين کار اين بود که جلو احاديث ضعيف ومشکوک به جعلي بودن گرفته شود. وي در مواجهه با آراء صحابه، اتفاق آنان را حجت مىشمرد و در صورت اختلاف، خود را در انتخاب به وفق رأي مخيَّر مىديد. ابوحنيفه در دادن فتوا بسيار جسور وبي باک بود وبدليل جسارتش در ميان ساير فقيهان مشهور است. چرا ابوحنيفه به رأي گرايي مشهور شد؟ چون ابوحنيفه نخستين كسي بود كه فقه اصحاب رأي را نظام مند نمود، بدينجهت به عنوان نماد اصحاب رأي مشهور شده است. چرا ابوحنيفه به رأي در اجتهاد روي آورد؟ چون ابوحنيفه در شهري ميزيست که از مدينه و مرکز حديث دور بود، همين سبب شد كه به رأي در اجتهاد روي آورد ونسبت به صحت احاديث بسيار سختگير باشد. [1] . نك: علي بن محمد بزودي، اصول الفقه، ج 3، ص 266 به بعد؛ محمد بن احمد سرخسي، اصول، به كوشش ابوالوفاافغاني، حيدرآبادكن،1372ق، ج 1، ص 295 به بعد [2] . نك: اخبار ابيحنيفه واصحابه، ص 24؛ الانتقاء، ص 143؛ تاريخ بغداد، ج 13، ص 368 . [3] . مكي، مناقب ابوحنيفه، ج 2، ص 104؛ سرخسي، اصول، ج 2، ص 14 و 91؛ بزودي، اصول الفقه، ج 1، ص 46 و ج 4، ص 10. [4]. المجروحين، ج 3، ص 65. [5] . براي تفصيل بيشتر به: احمد پاکتچي، اصحاب رأي، ج 9، شماره مقاله: 3597، مراجعه شود. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/12/11ساعت 10:45 بعد از ظهر توسط علي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
امام صادقعليه السلام :
أروَحُ الرُّوحِ الْيَأسُ عَنِ النّاسِ خوشترين آسايش ، نوميدى از مردم است (مشكاة الأنوار ، ص 324) |
| پیوندهای روزانه |
|
sms 1 الهه بی بی سی گنجینه اخراجیها آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
ورد 2003 شخصیت فقهی ابوحنیفه مدح وطعن ابوحنیفه |
|
RSS
|