![]() |
![]() |
|
| ای دلم در سوز وای جانم به ارمـان وطن |
|
فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ (نور/36) مفردات آیه: اذن: اذن در چیزی به معنای اعلام ارتفاع مانع است از فعل آنچیز. و مراد از رفع رفع قدر و منزلت است که به معنای تعظیم میباشد. اما چون عظمت و علو مخصوص باری تعالی است هیچ چیزی و کسی غیر از خدا دارای عظمت نیست مگر اینکه انتسلبی به خدا داشته باشد و به مقداری که انتساب با خدا پیدا می کند خداوند اذن میدهد که رفعت و بلندی پیدا کند. اذن خداوند تبارک و تعالی در رفع این بیوت به جهت این است که این بیوت منتسب به خدا است.[1] ترفع: یعنی تکریم شود و نهی شده است از لغو در مساجد. یا اینکه خداوند اذن داده است در بنای آنها و بلند نمودن آنها و أمر نموده است به عمارت آن مساجد و به طهارت آن. یذکر فیها: یتلی فیها کتابه. یسبح: یصلی. تسبیح خدا تنزیه خدا است از هر چیزی که شایستهای ساحت مقدسش نباشد. تسبیح خدا در صبح و ظهر کنایه از استمرار آن است نه اینکه تسبیح فقط در این دو وقت باشد.[2] بالغدو والآصال: نماز صبح و نماز عصر؛ چون این دوتا اولین نمازی است از نمازها که خداوند واجب نموده است.[3] در تفاسیر چند معنا برای بیوت ذکر شده است: 1. قدر متیقن از این بیوت مطلق مساجد است. چون مساجد مخصوصاً برای ذکر خدا آماده شده است. 2. مراد چهارتا مسجدی است که آنها را نبی بناکرده است: 1- کعبه که حضرت ابراهیم و اسماعیل (ع) بنا کرده است. 2- بیت المقدس که حضرت داوود و حضرت سلیمان (ع) بنا کرده است. 3- مسجد مدینه که حضرت رسول (ص) بنا کرده است. 4- مسجد قباء که اسّس علی التقوی که نیز حضرت رسول (ص) بنا کرده است. 3. بیوت انبیا و بیت علی و فاطمه مراد است. جلال الدین سیوطی در تفسیر الدر المنثور نقل می کند: «و اخرج ابن مردویه عن انس ابن مالک و بریدة قال قرأ رسول الله (ص) هذه الآیة: فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ» فقام الیه رجل فقال ایّ بیوت هذه یا رسول الله قال بیوت الانبیاء فقام الیه ابو بکر فقال یا رسول الله هذا البیت منها لبیت علی و فاطمة قال نعم من افاضلها. اما امت بعد از رحلت رسول خدا با این بیت و صاحبان آن چه کردند… السلام عليك يا فاطمه الزهراء(سلام الله عليها) مريم از يك نسبت عيسى عزيز از سه نسبت ، حضرت زهرا عزيز نور چشم رحمة للعالمين آن امام اولين و آخرين آنكه جان در پيكر گيتى دميد روزگار تازه آيين آفريد بانوى آن تاجدار هل اتى مرتضى مشكل گشا ، شير خدا پادشاه و كلبهاى ايوان او يك حسام و يك زره سامان او مادر آن مركز پرگار عشق مادر آن كاروانسالار عشق آن يكى شمع شبستان حرم حافظ جمعيتخيرالامم تا نشيند آتش پيكار و كين پشت پا زد بر سر تاج و نگين وان دگر مولاى ابرار جهان قوت بازوى احرار جهان در نواى زندگى سوز از حسين اهل حق حريت آموز از حسين سيرت فرزندها از امهات جوهر صدق و صفا از امهات بهر محتاجى دلش آن گونه سوخت با يهودى چادر خود را فروخت نورى و هم آتشى فرمانبرش گم رضايش، در رضاى شوهرش آن ادب پروردهي صبر و رضا آسيا گردان و لب قرآن سرا گريههاى او ز بالين بىنياز گوهر افشاندى به دامان نماز اشك او برچيد جبريل از زمين همچو شبنم ريخت بر عرش برين رشته ي آيين حق زنجير پاست پاس فرمان جناب مصطفى ست ور نه گرد تربتش گرديدمى سجدهها بر خاك او پاشيدمى علامه اقبال لاهورى سلام من به بقيع و به آستان غريبش سلام من به علي و به حلم و صبر عجيبش! ------------------------------------ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/02/30ساعت 8:5 بعد از ظهر توسط علي |
|
|
از دوستان عزيز كه اين سطور را مطالعه مي كنند استدعا دارم تا روي عنوان اين مطلب فكر نموده و نظراتشان را براي اين وبلاگ هديه كنند.
سؤال اين است كه آيا روحانيت كشور عزيز ما افغانستان در قبال سرنوشت خوب و بد كشور و مردمش مسؤليتي دارد يا خير؟ اگر مسؤليت دارد زمان انجامش چه وقت خواهد بود؛ بعد از: ۱۰سال درس خواندن در حوزههاي علميه خارج از كشور يا بعد از ۲۰يا ۳۰يا ۴۰يا ۵۰يا ۶۰سال يا بالاتر از آن آيا زمان اين احساس مسؤليت آنوقت خواهد بود كه فرزندان و نوهها هم فارغ التحصيل شوند و يا بهتر بگويم خودمان و فرزندان و نوه ها و ... مان از نظر پرونده در حوزه مشكل نداشته باشيم و پرونده مان جاري و مستمر باشند تا ما برويم افغانستان چند روزي تبليغ كنيم و دوباره براي ادامه زندگي به حوزات خارج از كشور برگرديم؟ و يا زمان انجام اين رسالت آنگاه خواهد بود كه مردم افغانستان به جاي رسيده باشند و مردم باهم برادر و دوست شده باشند و از نظر امنيت خطري متوجه روحانيت معظم نشود و از نظر اعتقادي هم مردم معتقد به روحانيت باشند تا اينكه زندگيشان را هم تآمين كنند و مدارسي را هم بسازند آنگاه روحاني عزيز براي اجام وظيفه به وطن برگردد و چند نفر شاگرد را تربيت كند؟ سيدي روحانيي از افغانستان برگشته بود روحاني ديگري -كه ادعاي آيت اللهي مي كند و بالاي ۶۰سال هم سن دارد و تمام دختران و سه تا از پسرانش هم طلبه هستند كه چندتااش فارغ التحصيل سطح ۴ سطح سه هستند و بقيه هم مشغول تحصيل مي باشند - از او سؤال مي كرد كه جناب آقاي محمدي! شما كه به تازگي از افغانستان آمده ايد اوضاع افغانستان چطور است؟ آيا مردم افغانستان آدم بشو هستند كه ماها برگرديم يانه؟ اين حرف براي من كه هم شايد از همان قسم طلبههاباشم خيلي ناگوار آمد با خود گفتم اگر قرار باشد كه مردم افغانستان همه ساخته باشند و كشور مشكلي نداشته باشد آنوقت شايد نيازي هم به من و امثال من نباشد و يا اين روحاني كه الآن چند صباحي از عمرش بيش نمانده است تا بحال كه از مال امام زمان ارتزاق كرده است عايدي به مردم و ملتش نداشته است پس از اين چه انتظاري از او بايد داشت؟ مگر نه اين است كه علما وارثان انبيا هستند؟ آيا انبيا براي مردم موحد و مؤمن و ساخته و پرداخته و بدون مشكل مبعوث شدند ويا بر عكس براي مردم ملحد و كافر و بت پرست و حتي دختركش و سوسمار خور و و به اصطلاح بي فرهنگ مبعوث شدن و علم و حكمت را به آنها آموختند و از نظر روحي آن ها را تزكيه نمودند. و بشر را از مرتبه نازله حيوانيت به مرتبه رفيعه انسانيت رساندند كه بالاتر از مقام ملائكة اللهي است٬ رساندند؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/02/25ساعت 6:12 بعد از ظهر توسط علي |
|
|
تیم ملی فوتبال افغانستان با پیروزی در مسابقات فوتبال در آلماتی، راهش را بسوی مسابقات 'جام چلنج' که قرار است در دسامبر امسال در هند برگزار شود، باز کرد.
این تیم موفق شد در مسابقات مقدماتی 'جام چلنج' در آلماتی، بزرگترین شهر قزاقستان، در میان چهار کشور شرکت کننده مقام اول را از آن خود کند. مسابقات 'جام چلنج' به ابتکار فدراسیون بین المللی فوتبال (فیفا) در میان شانزده کشور آسیایی که ورزش فوتبال در آنها رو به رشد است، راه اندازی شده است. کمیته ملی المپیک افغانستان، این پیروزی را "دستاورد مهم" برای تیم فوتبال این کشور خوانده است. محمد انور جگدلگ، رییس کمیته ملی المپیک افغانستان می گوید مسابقات اصلی در هند، قرار است بین هشت تیم برگزار شود که تاکنون چهار تیم موفق به کسب جواز شرکت در این مسابقات شده اند. رو به رشد اگرچه تیم ملی فوتبال افغانستان از تیم های نامدار در این عرصه در میان کشورهای منطقه به حساب نمی آید، اما به گفته آقای جگدلگ، فوتبال و در مجموع ورزش افغانستان طی شش سال گذشته به صورت قابل توجهی رشد کرده است. تیم فوتبال افغانستان در سالهای اخیر در چندین تورنمنت منطقه ای شرکت کرده و یک بار هم بخت خود را برای راهیابی به جام جهانی سال ۲۰۱۰ در آفریقای جنوبی آزموده است. فدراسیون فوتبال افغانستان در سال ۱۹۳۳ تاسیس شد و در سال ۱۹۸۴ به فدارسیون بین المللی فوتبال پیوست. تیم ملی افغانستان در فاصله سالهای ۱۹۸۴ تا ۲۰۰۲ به دلیل درگیری های داخلی و نا آرامی ها، هیچ دیداری برگزار نکرد. تیم افغانستان در سال ۲۰۰۳ در مرحله مقدماتی جام ملت های آسیا، تیم قزاقستان را شکست داد. پس از آن هم، تیم های فوتبال افغانستان - مردان و زنان - به پیروزی هایی در مسابقات فوتبال کشورهای منطقه دست یافته اند. منبع: بي بي سي |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/02/25ساعت 5:45 بعد از ظهر توسط علي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
امام صادقعليه السلام :
أروَحُ الرُّوحِ الْيَأسُ عَنِ النّاسِ خوشترين آسايش ، نوميدى از مردم است (مشكاة الأنوار ، ص 324) |
| پیوندهای روزانه |
|
sms 1 الهه بی بی سی گنجینه اخراجیها آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
ورد 2003 شخصیت فقهی ابوحنیفه مدح وطعن ابوحنیفه |
|
RSS
|